خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ملاحت راست در مستی ثناگستر لبمشور صد دریاست با هر قطرهٔ می بر لبم
۲
فیض سرمستیم از خمخانهٔ دل می رسدهمچو موج از پهلوی دریاست دایم بر لبم
۳
آشنا گردید در مستی به کنج لعل یارکام خود برداشت در این نشئه از کوثر لبم
۴
می کنم قالب تهی چون شیشهٔ خالی مداملحظه ای گر دور افتد از لب ساغر لبم
صفحهٔ ۱ از ۲