خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی او ز خون ناب دماغی چو تر کنیمدل را کباب اخگر لخت کنیم
۲
چین الم به ابروی موج هوا فتدطومار شکوه ات گر از آه سحر کنیم
۳
ساقی مروتی که من و دل ز خویشتندستی به دست هم بدهیم و سفر کنیم
۴
هر نشتری که آن مژه در دیده بشکنداز دیده برگرفته بکار جگر کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲