خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن آرایش آن زلف پی تسخیرمپیچ و تاب غم عشق تو بود زنجیرم
۲
سوی خود می کشد از دایرهٔ تدبیرمزور وابستگی سلسلهٔ تقدیرم
۳
شوق زخم دگرم باعث بیتابی شدزیر شمشیر تو می غلطم و بی تقصیرم
۴
در هوای تو ز بس رفته ام از خود چه عجبکاغذ باد شود گر ورق تصویرم
صفحهٔ ۱ از ۳