خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما منت مرهم به جراحت نپسندیمبر زخم جگر سوختهٔ داغ تو بندیم
۲
چون غنچه بود خرمی ما ز غم عشقتا دل به ره دوست نبازیم، نخندیم
۳
سوزیم گه دیدن اغیار به رویتدر دفع گزند نظر بد چو سپندیم
۴
ماییم که با دیدهٔ دایم نظربازاز حلقهٔ بگوشان خم زلف کمندیم
صفحهٔ ۱ از ۲