شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از غرور توبه غرق معصیت تا گردنمتر شد از اشک پشیمانی همانا دامنم
۲
سر ز بار منت احسان نیارم راست کردلطف یاران طوق سنگینی شده بر گردنم
۳
بسکه کاهیدم ز درد عشق چون گرد عبیرکرده پنهان ضعف تن در پردهٔ پیراهنم
۴
در خیال آن سر مژگان ز بس بگداختمهمچو ماهی استخوان خارییست پنهان در تنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth