خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنمپرتو شمع است چون فانوس گرد دامنم
۲
نیست دمسازی ترا مانند من ای عندلیبیا تویی هنگامه رنگین ساز گلشن یا منم
۳
درمندی خوی بد را می کند زایل ز طبعمی شود از فیض عشق آخر پری اهریمنم
۴
من که می سوزد دلم در یاد شمع عارضینیست غیر از نور چون فانوس در پیراهنم
صفحهٔ ۱ از ۲