شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستیش افزود تا بشکست مینای دلمجام عیشش پر بود از ریختن های دلم
۲
غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیستزان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم
۳
رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشستشد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم
۴
بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مبادپربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth