خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایمهمچو قندیل ز طاق حرم آویخته ایم
۲
بر نداریم ز مژگان کجت دست امیدهمچو خون در دم تیغ ستم آویخته ایم
۳
آشنای تو بود هر که ز خود بیگانه استرام عشقیم و به دامان رم آویخته ایم
۴
لرزد از دهشت ما شعلهٔ دوزخ بر خویشتا که در دامن لطف و کرم آویخته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲