خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایمهرگز ز زخم شکوه به مرهم نکرده ایم
۲
ما در مصاف همدم شمشیر جرأتیمبازوی عجز پیش کسی خم نکرده ایم
۳
پیوسته تلخ کام نشاط است امید ماما لب چشمی ز چاشنی غم نکرده ایم
۴
تنها ز دل بخون تمنا طپیده ایمبیگانه را به راز تو محرم نکرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۱