خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیمدر کنار اشک حسرت مهرهٔ گل داشتیم
۲
چون ز خود رفتیم در راه طلب همچون حبابگام اول پای در دامان منزل داشتیم
۳
یاد ایامی که چون از کوی جانان می شدیمچشم بر در، پای در گل، دست بر دل داشتیم
۴
یک نفس دل بر ما غافل از دنیا نبوداین فلاطون را عبث در فکر باطل داشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲