خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی کز یاد آن مه بر جگر دندان بیفشارمچکد از دیده ام سیاره چون مژگان بیفشارم
۲
سرم چون جاده باشد در کنار دامن منزلاگر پا در طریق طاعت یزدان بیفشارم
۳
کم از معنی ندانند اهل معنی لفظ رنگین رابه بر جسم لطیفش را به شوق جان بیفشارم
۴
مرا با پنجهٔ سنگین دلی افشرده ای چندانترا در خلوت آغوش صد چندان بیفشارم
صفحهٔ ۱ از ۲