شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق در زنهار باشد از دل غم پیشه امنی به ناخن می کند شیر ژیان را بیشه ام
۲
من که از طفلی نمک پروردهٔ درد توامهمچو سرو آه در دلهاست محکم ریشه ام
۳
فکرم از یاد میان یار نازک گشته استبرنتابد نشتر دخلی رگ اندیشه ام
۴
عار دارد سعی فرهادیم از صورت کشیخوردهٔ جانست پنداری شرار تیشه ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth