خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارمزگریه بادهٔ ناب چکیده ای دارم
۲
گل بهشت قناعت بود سرافرازیچو کوه، پای به دامن کشیده ای دارم
۳
هوای باغ و سر گلشنم چو بلبل نیستدل به کنج قفس آرمیده ای دارم
۴
به کام من بود امروز لعل تو خط یارهزار شکر شراب رسیده ای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲