خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خود را به تو بی راحله رفتم برسانمچون گرد پی قافله رفتم برسانم
۲
چون دیدهٔ گریان به زبانی که ندارماز دل به تو حرف گله رفتم برسانم
۳
خود را ز ره شوق به سر منزل تحقیقاز خویش دو صد مرحله رفتم برسانم
۴
در تاب و تب امشب جگر از تشنگیم سوختجامی به لب از آبله رفتم برسانم
صفحهٔ ۱ از ۲