شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایمیاقوت را ز دست چو اخگر فکنده ایم
۲
زین دل که بسته ایم به این جسم عنصریدر چار موج حادثه لنگر فکنده ایم
۳
دل را زیمن عشق که فیضش زیاد باداز عالمی به عالم دیگر فکنده ایم
۴
در عشق چون دو قطرهٔ اشک این دو نشئه رااز چشم اعتبار، مکرر فکنده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth