خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب پا نهد چو مست می ناب بر زمینریزد ز نقش پا گل مهتاب بر زمین
۲
پر گرد کلفت است ز بس سینه، می روداشک از دلم به دیده چو سیلاب بر زمین
۳
بحریست موجزن سر کویش ز بس افتادبر روی یکدگر دل بیتاب بر زمین
۴
جویا ز سیل کوه بدخشان فزون بودریزد دلم ز دیده چو خوناب بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۱