خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن!
۲
ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شوسموم آه را آتش فروز این نیستان کن
۳
خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغرزمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن
۴
اگر از بهر ما نبود، برای خود، خودآرا شو!ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن
صفحهٔ ۱ از ۲