خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو یافت لذت بیداد خنجر مژگاندلم چو دیده بیاسود در بر مژگان
۲
به شوق دیدنت از جای شد چنان نگهمکه همچو شمع نشسته است بر سر مژگان
۳
رگم برون جهد از پوست همچو تار ربابکه نظاره ات از شوق نشتر مژگان
۴
به سیل اشک تن لاغرم ز جا می رفتاگر نگاه نمی داشت لنگر مژگان
صفحهٔ ۱ از ۲