خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرونبه چشم مردمک چون مور پر می آورد بیرون
۲
عجب نبود نگاهم آب و رنگ آه اگر داردسرشک آسا سر از چاک جگر می آورد بیرون
۳
به صد رنگینی طاووس جنت یاد رخساریدل پر داغ را از چشم تر می آورد بیرون
۴
زند دل بر شکاف سینه خود را هر دم از شوقتچو از چاک قفس مرغی که سر می آورد بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲