خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمیننقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین
۲
بسکه از آهم غبارآلود شد روی هواقطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین
۳
درد برخیزد به جای گرد از جولانگهشبسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین
۴
در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روانکاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۲