خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شمع برافروختی از باده کشیدنگلها بتوان زآتش رخسار تو چیدن
۲
بر شهد لب یارزدم دستی و چون شمعگردیدم غذایم سر انگشت مکیدن
۳
در دیدهٔ حیرت زدگان یه نباشداز خانهٔ بی سقف که دیده است چکیدن
۴
غم نیست ز بی بال و پری طائر دل رابی بهره نماند اگر از فیض طپیدن
صفحهٔ ۱ از ۳