خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟کی به جریان می رود از خویشتن دریا برون؟
۲
جاده را از نرمی رفتار سازد جوی آبماه من آید چو از خلوت به استغنا بردن
۳
بسکه از آمیزش مجنون ما بالد به خویشهر طرف فرسنگها از خود رود صحرا برون
۴
طاقت دل، پنجهٔ رستم نبردی برده استبا هجوم درد می آید تن تنها برون
صفحهٔ ۱ از ۲