خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمنغنچه تا نشکفت روی دل ندیدیم از چمن
۲
رنگ گل در چشم ما از بو سبک جولانتر استتا حدیث بی ثباتیها شنیدیم از چمن
۳
نسخهٔ اوراق گل را بارها گردیده ایممعنی بی اعتباری را رسیدیم از چمن
۴
ناز بی اندازه را طاقت ندارد وحشتمما ز شور نالهٔ بلبل رمیدیم از چمن
صفحهٔ ۱ از ۲