خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد خیال رویش از بس آشنای چشم منصفحهٔ تصویر گشته پرده های چشم من
۲
حسن معنی بنگرم با دیدهٔ دل، زانکه هستچشم بیتابی چو عینک در قفای چشم من
۳
بر سر راه تو چون نقش قدم افتاده امای غبار رهگذارت توتیای چشم من
۴
من که و نظارهٔ روی سیه چشمان کجا؟آنچه اکنون بیند از هجران سزای چشم من
صفحهٔ ۱ از ۲