خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردنبه این دهن به لب او برابری کردن
۲
نموده سر مکافات شیشهٔ ساعتبه دست با چو خودی قصد برتری کردن
۳
کسی که آتش سودای عشق در سر داشتبه شمع بزم توانست همسری کردن
۴
مگر دلم که زند دست و پا ز بیتابیبه بحر عشق که آرد شناوری کردن
صفحهٔ ۱ از ۲