خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفتهبود چو مطلع برجسته در زمین شکفته
۲
مجو کدورت اطن زهم نشین شکفتهکه هست آینهٔ روی دل جبین شکفته
۳
مرا به پهلوی پر داغ تیر سینه شکافشبود چو مصرع برجسته در زمین شکفته
۴
مدام ساده ز چین جبهه اش چو آینه باشداسیر مشرب آن شوخ نازنین شکفته
صفحهٔ ۱ از ۲