خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آهنیست غیر از صورت او نقش بر دیبای آه
۲
دردها را نیست با درد فراقت نسبتیکی نفس در تنگنای سینه گیرد جای آه
۳
دیده است این بر رخم یابی تو مانند حبابقطرهٔ اشکی بخود بالیده از بالای آه
۴
بی توام در تنگنای سینه شور محشر استاز فغان درد داد و اشک و واویلای آه
صفحهٔ ۱ از ۲