خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینهمضطرب چون مهر تابان شد صفا در آینه
۲
هیچ کس از صاف باطن عیب بی رویی ندیدمی نماید صورت این مدعا در آینه
۳
چهرهٔ ما بسکه پر گرد غبار کلفت استروی بر دیوار دارد عکس ما در آینه
۴
داشتن چشم نگاه از نرگس او سادگیستاو که نتواند ببیند از حیا در آینه
صفحهٔ ۱ از ۱