خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید من باشد گرفتاری به یار تازه ایبشکفد گل گل دلم از خار خار تازه ای
۲
در دم پیری به عشق نوجوانان شاد باشبا شراب کهنه می باید نگار تازه ای
۳
دل به تنگ آمد چه خوش بودی اگر می ریختندطرح دنیای نوی و روزگار تازه ای
۴
گر رهم این بار از دست غمت بار دگرپیش گیرم پیشهٔ دیگر، شعار تازه ای
صفحهٔ ۱ از ۲