خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منظور دیده ها نه ای و نور دیده ایدر عالمی و پای ز عالم کشیده ای
۲
در هر طرف که می نگرم جلوه گر توییبر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای
۳
ای نفس قطع راه فنا یک نفس شودهنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای
۴
از شوخی تو برق شرروار می رمدای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای
صفحهٔ ۱ از ۱