شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشیما ز شاگردان گردابیم در دریاکشی
۲
قمری دل، آشیان بر سرو نوخیز تو بسترتبه افزاید غمم را هر قدر بالاکشی
۳
بیدلان را دست لطفی هم توان بر سر کشیدچند پای ناز در دامان استغنا کشی
۴
ذوق غلتیدن به خاک ازیاد قدی می بریگر دمی در سایهٔ سرو بلندی واکشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth