خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداریبه لعلت سبز حسن مطلع ابروست پنداری
۲
مرا در پاس عزلت لذت عمر ابد باشداگر آب حیاتی هست آب روست پنداری
۳
زشمشیر تغافل تا دو نیم افتاد در راهشدل آواره ام نقش پی آهوست پنداری
۴
ترا از دیدن خود تا به فکر خویش افتادیبه زانو آینه، آئینه زانوست پنداری
صفحهٔ ۱ از ۳