خلوتی با سعدی
بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوانی خردمندِ پاکیزهبومز دریا بر آمد به دربندِ روم
۲
در او فضل دیدند و فقر و تمیزنهادند رختش به جایی عزیز
۳
سرِ صالحان گفت روزی به مردکه خاشاک مسجد بیفشان و گرد
۴
همان کاین سخن مرد رهرو شنیدبرون رفت و بازش کس آنجا ندید
صفحهٔ ۱ از ۳