شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری راشاید که چو ما سوزد حسن تو هزاری را
۲
بشناس حق اشگم کز آب دو چشم منبشکفت گل خوبی بس لاله عذاری را
۳
از جور تو گر نالم آزرده شوی ناگهکس یار نیازارد آنگه چو تو یاری را
۴
آخر زشب هجرم صبحی نشدی روشنگر زانکه اثر بودی صبح شب تاری را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth