خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زشت است کان نکورو از حد برد جفا راگر بد نیاید او را طاقت نماند ما را
۲
تا چند عاشقان را خوبان به رشک سوزندیارب جزای خود ده این قوم بی وفا را
۳
افسوس ای عزیزان کز بهر بی وفاییبیگانه کردم از خود یاران آشنا را
۴
چون کوهکن نیابد شیرین کسی وگرنهفرهاد بر تراشد چون او ز سنگ خارا
صفحهٔ ۱ از ۲