شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماستمعجز عیسا که می گویند بوی آشناست
۲
مردم از این رفتن و باز آمدن بنشین دمیکان چنین بالا به هر شکلی که می بینم بلاست
۳
گر قدت سروست گلشن جنت بودور رخت آیینه است آیینه گیتی نماست
۴
تیره بختم یار از آن یک ذره با من تیره استورنه آن خورشید با ذرات عالم در صفاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth