خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده استگلخنی است کز غمت جامه سیاه کرد است
۲
دیده اگر به خون کشم هست سزای دیدنشسنک که میزنم به دل چه گناه کرده است
۳
ترسم از آنکه چشم من کج نظرش گمان بریبسکه به گوشه نظر در تو نگاه کرده است
۴
منکر عشق چون شود دیده که از نظاره اتچشم تو را بحال خود هردو گواه کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲