شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشاد صد دل از آن غنچه شکر خند استبه یک کرشمه او کار خلق در بند است
۲
به خنده نمیکنت که بر دلم داردحق نمک که فزون از هزار سوگند است
۳
که زلفت از دل من گر هزار بار بردمرا به هر سر مویت هزار پیوند است
۴
مباش غره به حسن ای پسر که مستی حسنهزار یوسف مصری به چاه افکند است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth