شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوستهرکه بردارد زخاک ره سر من زان اوست
۲
او که خواهد در خم چوگان سرماهمچو گویگوییا کاینک سرما و سر میدان اوست
۳
گر بخون غلطان نشد زان زلف چون چوگان دلماین گنه از گو نبود از جانب چوگان اوست
۴
پیش آهوی حرم صاحبدلان قربان شوندمن سگ یارم که آهوی حرم قربان اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth