خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعی که گرم خشم تر از برق لامع استگر عالمی به جور بسوزد چه مانع است
۲
برگشته است ماه من از مهر من دگربازم مگر ستاره اقبال راجع است
۳
با مرغ روح خویش خوشم زانکه چون همابا مشتی استخوان که مرا هست قانع است
۴
طالع شد آفتاب رخ یار همچو شمعباید مرا هلاک شدن این چه طالع است
صفحهٔ ۱ از ۲