شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی استدر سجده شکر حقم کاین دولتم ارزانی است
۲
دلدار اگر جوری کند از غایت یاری بودجور بتان بر عاشقان دلداری پنهانی است
۳
من بی رخ روحانیش در ظلمت غم چون زیمجایی که روز روشنم بی او شب ظلمانی است
۴
لب بسته شد هرکس که او دانا شد از علم نظرغوغای بحث مدعی از غایت نادانی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth