خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کوی تو خون دل ما پاک فرو رفتبس خون شهیدان که درین خاک فرو رفت
۲
با خون جگر سرزند از دیده چو مژگانخاری که مرا در جگر چاک فرو رفت
۳
پیش همه کس زهر بود چاشنی مرگدر کام من این زهر چو تریاک فرو رفت
۴
شب همچو مه چارده پیدا شدی از باموز شرم تو خورشید بر افلاک فرو رفت
صفحهٔ ۱ از ۲