خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو گر پروانهای همچون خلیل آتش گلستان استکه ظاهر آتشست آن شمع و پنهان آب حیوان است
۲
مرا در وادی محنت، غم مردن کجا باشددر این ره زندگی سخت است ورنه مردن آسان است
۳
کسی کو عیب من کردی چو دید آن تیغ مژگان راهزارش رخنه در دل کرد و سخت اکنون در آن جان است
۴
مخور در ظلمت عالم فریب از چشمه مهرشسراب است این که پنداری تو آب خضر رخشان است
صفحهٔ ۱ از ۲