خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور استگوهر بسنگ می زن، دولت نه کار زور است
۲
چون باد تند مگذر، ای شهسوار کاینجاافتاده صد سلیمان، در خاک ره چو مور است
۳
گر در تنور سینه آتش زند زبانهدر دیده این چه طوفان در سینه این چه شور است
۴
ای نوغزال مشکین جز صید دل چه حاصلدر وادیی که بینی بهرام صید گور است
صفحهٔ ۱ از ۲