خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفتبرق قبول شمع به پروانه در گرفت
۲
از چشم سرخوش تو که مست است بی شرابصحبت بیک کرشمه مستانه درگرفت
۳
اندک مبین سرشک دل گرم عاشقانکاتش زیک شراره بیک خانه درگرفت
۴
گفتم خوش است سوز درون شمع بر فروختاین حرف آشنا چه به بیگانه درگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲