خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچند که یوسف بجمال از همه بیش استحسن نمکین تو بلای دل ریش است
۲
چون گل همه تن آب حیاتی تو ولیکنچون خار دل آزار رقیبت همه نیش است
۳
در دوستی مدعیان نیست جز آزارهر کو ببدان دوست شود دشمن خویشست
۴
دشمن ببرادر صفتی دوست نگرددیوسف نگر ای مه که چه آزرده خویش است
صفحهٔ ۱ از ۲