خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک استچه دلبری تو که زهر از کف تو تریاک است
۲
چه شد که جامه یوسف شد از زلیخا چاکهنوز جان زلیخا ز دست او چاک است
۳
مباش همدم هرخس کز او بود جان بخشحیات خضر کز آلایش جنان پاک است
۴
فرشته محرم دل نیست دیو ره چه سگ استچو گل مجال ندارد چه جای خاشاک است
صفحهٔ ۱ از ۲