شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان استچو گل شکفته ام از گریه خنده ام زان است
۲
بجز شکستگی عشق تندرستی نیستبیا که تجربه کردیم و درد درمان است
۳
بهر خمی ز دو زلف تو عالمی دلهاستدو عالم است پریشان گر او پریشان است
۴
ز باد فتنه غبار بلاست در ره خلقخوشا سری که بفکر تو در گریبان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth