خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماستکنون بساغر می وقت دستگیری ماست
۲
تو مست عیش و فقیران غبار غم دارندترا چه غم ز غبار غم و فقیری ماست
۳
وصال چشمه خورشید سایه تابش نیستمگو که دوری از آب حیات سیری ماست
۴
اگر چو ذره دلیریم پیشت ای خورشیدهم از حمایت مهر تو این دلیری ماست
صفحهٔ ۱ از ۲