شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قد طوبی و لب کوثر و خود حور بهشت استیارب ملک است آدمی این چه بهشت است
۲
جز برق محبت نبود آتش موسیگر از سر طورست و گر از کنج کنشت است
۳
آن لعل روان بخش بود یا خط نوخیزیا چشمه آبی که روان از لب کشت است
۴
پیش رخ خوبش که ملک را نمکی نیستاز حسن پری هیچ مگویید که زشت است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth